«آزاد اندیشی» و «آزادی اندیشه» دو مفهومی هستند که تحقق جنبش نرم افزاری بدون اعتنا و اتکای به آنها امکانپذیر نخواهد بود. این دو مفهوم هر یک به نوعی دارای صبغه های توامان فردی و اجتماعی هستند، اما به نظر میرسد، «آزاد اندیشی» به عنوان یک خصلت بنیادین در منظومه خصایل خاص انسانی، بیش از بار اجتماعی دارای صبغه و زمینه فردی است و بالعکس، «آزادی اندیشه» علیرغمسویه های فردی بارز، دارای تبار غالبتر اجتماعی و مدنی است. از سویی دیگرمی توان وجود مولفه ها و الزامات آزادی اندیشه در هر جامعه را از شروط و مقومات آزاد اندیشی در میان آحاد گوناگون آن جامعه دانست. به این ترتیب ابعاد اجتماعی آزادی اندیشه و الزامات فلسفی، سیاسی و حقوقی آن را می توانبه نوعی زیربنای رواج آزاد اندیشی در میان سطوح گوناگون جامعه دانست.

آزاد اندیشی و آزادی اندیشه هر دو در مقوله ای به نام آزادی مشترکند، آزادی نیزبه نوبه خود دارای تبار مفهومی و معنایی خطیر و پر مناقشه ای بوده است وبه تبع آن این مناقشات و ابهام ها به مفاهیم مرکب از آن نیز سرایت نمودهاست. بگفته منتسکیو: «هیچ کلمه ای به اندازه کلمه آزادی اذهان را متوجه نساخته و به هیچ کلمه ای معانی مختلف مانند آزادی داده نشده است» (1) در اندیشه غرب که بیشتر تحت سیطره دیدگاههای منسوب به لیبرالیسم است، آزادیفی نفسه یک هدف و حتی بالاترین هدف است: «آزادی وسیله رسیدن به یک هدف متعالیتر نیست بلکه فی نفسه عالیترین هدف است». (2) و در واقع این واژه معمولا به صورت«آزادی از چیزی» تعریف می‌شود و نه «آزادی برای منظوری»(3)در این دیدگاه: «انسان آزاد کسی است که اگر میل به انجام کاری داشته باشدو ذکاوت انجام آن را داشته باشد با مانع مواجه نشود.»(4) از سوی دیگر در فرهنگ فارسی، اندیشه به معنای «تلاش ذهنی برای شناخت» به کار رفته است(5).و آزادی اندیشه نیز به معنای «آزادی انسان در به کارگیری روش‏های عقلانی منطقی در جهت کشف حقیقت، بدون آن‏که دیگران، او را به گام برداشتندر راه‏های معیّنی ملزم سازند که به نتایج از پیشْ تعیین شده (درست یا نادرست) بینجامد.» (6).

این نوشتار فرصت و جایگاه مناسبی برای پرداختن بهاین مفاهیم و مناقشات مربوط به آنها نیست، بلکه هدف ما صرفا طرح موضوعی دراین خصوص است تا باب ایده های جدید در مورد جنبش نرم افزاری گشوده شود. دراین نوشتار می کوشیم تا برخی محورها و مولفه های مرتبط با آزاد اندیشی و آزادی اندیشه و پیوند آنها با جنبش نرم افزاری را با رجوع و تاکید بیشتربر منابع اسلامی و مذهبی به اختصار شرح دهیم.

در قرآن کریم به عنوان منبعاصلی دانش و معرفت اسلامی به معنای اعم و اخص آن، شاهد اهتمام به مقوله آزادی انسان به صور مختلف هستیم. به عنوان نمونه به آیات زیر می توان به عنوان گزیده ای از آیات ناظر بر آزادی انسان به خصوص آزادی اندیشه، از دیدگاه قرآن کریم اشاره کرد: «تا آنها که هلاک (و گمراه) می شوند، از رویدلیل روشن باشد و آنها هم که زنده می شوند (و هدایت می یابند) از روی دلیل باشد.» (7). «جز مردان، زنان و کودکان ناتوانی که نمی توانند چاره جوییکنند و راهی را بیابند، امید است که خداوند ایشان را عفو کند، خداوند بسیار بخشاینده و آمرزنده است.»(8) «آیا (بر سلوک پدرانتان رفتار می کنید) هرچند مواجه شوید با آنچه بهتر از چیزی باشد که پدرانتان را بر آن دریافتید؟» (9) «خداوند در برابر مشرکان می فرماید که اگر در ادعای خود راستگو هستید برهان و حجت خود را ارائه کنید.»(10) طبق این آیات، می توان فهمید روش اسلام در دعوت مردم، اقامه برهان و درنتیجه درخواست از مردم بهتفکر و اندیشه است. براساس این آیات، انسان باید حیات خود خصوصا زندگیدینی خویش را براساس اندیشه و تفکر بنا نهد و برای عقاید و اعمالش، دلیل وحجت به دست بیاورد و برای سلوک عقیدتی و عملی خود برهان داشته باشد. همچنین براساس آیات 11 بقره، 24 انبیاء و 75 قصص درخواست دلیل و توضیح خواستن، نشانگر اهمیت دادن به تفکر و دعوت به اندیشیدن است. آیه 15 سوره اسراء ، آیه 47 سوره یونس و آیه 24 سوره فاطر که همگی هدف از ارسال پیامبران را انذار و تبشیر و دعوت مردم و اقامه حجت بیان می کنند و همگیبر اهمیت اندیشه و آزادی اندیشه به منظور یافتن حقیقت دلالت می نمایند. آیه 18 سوره زمر ، دلالت می کند که هر چند استماع سخنان و تفکر دربارهآنها نیکو و ستوده است اما در مقام عمل و پیروی باید تابع شایسته ترین سخنان شد. درآیات 8سوره روم ، 42 سوره زمر و 624 سوره یونس خداوند به اندیشیدن در مورد آفرینش انسان ، حیات و ممات و حقیقت دنیا سفارش کرده ودر آیات 6 سوره فتح ، 12 سوره حجرات و 103 - 105 سوره کهف از گمانه زنی و ظاهربینی نهی کرده است. قرآن کسانی را که از ظنون پیروی می کنند مورد مذمتقرار داده است. خداوند درآیه 36 سوره یونس می فرماید: گمان ، هرگز انسانرا از حق بی نیاز نمی سازد بنابراین از دیدگاه قرآن ، آزادی در پیروی ازظنون معنا ندارد زیرا گمان چه بسا انسان را به حق برساند و مایه انحراف ازآن گردد. البته محترم نشمردن نتایج ظنی از دیدگاه قرآن در ارتباط با فرد و جامعه متفاوت است. خداوند در آیه 29 سوره انفال می فرماید: «اگر از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید برای شما وسیله ای برای جدا ساختن حق از باطلقرار می دهد (روشن بینی خاصی که در پرتو آن حق را از باطل خواهید شناخت).تاثیر هواهای نفسانی بر اندیشه ، موجب شده تا قرآن انسان را از پیروی هواها بازدارد و کنترل آنها را توصیه کند. قرآن در آیه 23سوره نجم می فرماید: «آنان (مشرکان) فقط از گمان های بی اساس و هواهای نفسانی پیروی میکنند درحالی که هدایت از سوی پروردگارشان برای آنها آمده است». منطق قرآن،این است که انسان‏ها با درک عمیق و تأمّل کافی، قول احسن (بهترین سخن) را برگزینند و چنین کسانی از بشارت الهی برخوردارند: «مژده ده بندگان مرا: آنان که سخنان را می‏شنوند و از بهترین آنها پیروی می‏کنند، آنان‏اند که خداوند، هدایتشان کرده است و آنان صاحبان خردند»(11) ذات مقدس الهی، نزولقرآن را برای هدف تعقل و تدبر معرفی می‌نماید: «إِنَّا أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ»(12) و در مقابل افرادی کهتدبر ندارند را توبیخ می‌کند: «افلا یتدبرون القران ام علی قلوب اقفالها» (13) اسلام ، آزادی را والاترین جلوه حرکت مقام انسان و نقطه قوت وامتیازاو می شناسد: «ولقد کرمنا بنی آدم» (14).

از دیدگاه قرآن کریم و در معرفیمقام و منزلت انسان واز وظائف مهم پیامبراین است که بارهای سنگین رااز دوشمردم بردارد و زنجیرهای اسارت و بدبختی انسانها را در هم بشکند: «و یضععنهم اسرهم والاغلال التی کانت علیهم» (15). امیرمومنان حضرت علی (ع ) نیزبه عنوان یکی از مبانی عینی و عملی معارف شیعه در زمینه ازادی بشر می فرمایند:« ولاتکن عبد غیرک و قد جعلک الله حرا » (بنده و برده هیچ کس مباشکه خداوند متعال تو را آزاد آفریده است). (16) کلام دیگر از حضرت امامجعفر صادق (ع ) است که می فرماید: « ان الحرحر علی جمیع احواله»( آزاده درهمه حالات آزاد است.) (17)

امام خمینی (ره) نیز به عنوان بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی در دیدگاهی منبعث از احکام و معارف ناب اسلامی اعلام میکنند :«آزادی یک امانت الهی است که خداوند نصیب ما کرد. »(18) حضرت امام خمینی با تعبیر و عبارت دیگری جایگاه آزادی در فرهنگ و تفکر اسلامی را اینگونه می نمایاند: « یکی از بنیادهای اسلام آزادی است » (19) همچنین درجایی دیگر می گویند: « انحطاط و سقوط بشر به علت سلب آزادی از او و تسلیمدر برابر سایر انسانهاست. (20) امام خمینی درباره اهمیت و ضرورت آزادیتفکر و اندیشه چنین نظر می دهند: « آزادی فکر این است که انسان در فکرشآزاد و بدون این که متمایل به یک طرف باشد فکر بکند. در مسائل علمی همهمین طور است. مسائل علمی را اگر چنانچه انسان آزاد فکر کند یک طور برداشتمی کند اگر چنانچه ذهنش متوجه باشد انگل باشد نسبت به این قضیه یک جوردیگر فکر می کند یک جور دیگر برداشت می کند.» (21) امام خمینی در این باره اینگونه تصریح می نمایند: «در حکومت اسلامی همیشه باید باب اجتهاد بازباشد و طبیعت انقلاب و نظام همواره اقتضا می کند که نظرات اجتهادی ـ فقهیدر زمینه های مختلف ولو مخالف با یکدیگر آزادانه عرضه شود و کسی توان و حق جلوگیری از آن را ندارد.» (22) و نیز اینکه: «با تبادل افکار و اندیشه های سازنده مسیر رقابت ها را از آلودگی و انحراف و افراط و تفریط باید پاک نمود. » (23)

 با رجوع به آثار شهید مطهری به عنوان یکی از متفکرین بزرگ اسلامی و از نظریه پردازان اصلی انقلاب نیز به اندیشه های نابی درباره دیدگاه اسلام نسبت به آزادی بخصوص آزادی تفکر و اندیشه بر می خوریم که بهبرخی از آنها در اینجا اشاره می کنیم: «محدودیت‏هایی که امروز از نظر اجتماعی به‏وجود آمده در گذشته نبوده است مخصوصاً مسئله آزادی فکری. مقصودم این است که یکی از مواهب برای انسان این است که شرایط برایش فراهم باشد، ولی هیچ چیز برای او تحمیلی نباشد. گاهی فکر هم برای انسانْ تحمیلیاست، ذوق هم تحمیلی است، عاطفه هم تحمیلی است و این، مصیبت تمدن جدید است.»(24) «اسلام در حوزه اصول عقاید ـ که وظیفه هر فرد، به دست آوردن عقیده صحیح درباره آنهاست ـ تقلید و تعبّد را کافی نمی‏داند؛ بلکه لازم می‏داند که هر فردی مستقلّاً و آزادانه، درستیِ آن عقاید را به دست آورد» (25) « اسلام، نه تنها آزادی تفکّر را مهم می‏داند و به اندیشیدن، توصیه و تشویق می‏کند و آن را عبادت می‏شمرد، بلکه تفکّر در برخی از مسائل را واجبو لازم می‏داند.» (26) به تعبیر استاد مطهری: «آزادی تفکر ناشی از همان استعداد انسانی بشر است که می‌تواند در مسائل بیندیشد. این استعداد بشریحتما باید آزاد باشد و تکامل بشر در گرو این آزادی است.»(27) به اعتقادشهید مطهری: «وجه امتیاز اسلام با مذاهب دیگر مخصوصا مسیحیت همین است کهاز نظر اسلام اصول عقاید جز از طریق تفکر و اجتهاد فکری جایز نیست، امااصول دین مسیحی، ماورای عقل و فکر شناخته شده است» «و اجتهاد، مجتهداننوعی حریت و آزادی فکری است.» (28) «آزادی اجتماعی، آزادی انسان است ازقید و اسارت افراد دیگر; ولی آزادی معنوی... در واقع، آزادی انسان است ازقید و اسارت خودش.» (29) به باور استاد مطهری، آزادی تفکر، مقدس ترین استعداد بشر و یکی از واجبات در اسلام است. «تفکر، قوه ایست در انسان،ناشی از عقل داشتن. انسان چون موجود عاقلی است، موجود متفکری هم هست». (30) شهید مطهری معتقد است که فکر و عقل انسان باید آزاد باشد تا با نحلهها و مکاتب گوناگون آشنا شود.«انسان، جاهل به دنیا می آید و وظیفه دارد کهعالم بشود. چگونه عالم بشود؟ با فکر...اسلام در مساله تفکر، نه تنها آزادیتفکر داده است بلکه یکی از واجبات در اسلام، تفکر است; یکی از عبادت ها در

/ 1 نظر / 11 بازدید
یه بنده خدا

ســـلام مــن بــه مـحـرم، مـحـرم گــــل زهــرا بـه لطـمه‌هـای ملائـک بـه مــاتـم گــل زهـرا سـلام مـن بـه مـحـرم بـه تشنـگی عـجـیـبـش بـه بـوی سیـب زمـینِ غـم و حـسین غریـبش سلام من بـه محـرم بـه غصـه و غــم مـهـدی به چشم کاسه ی خون و به شال ماتم مـهـدی سـلام من بــه مـحـرم بـه کـربـلا و جـلالــش به لحظه های پـرازحزن غرق درد و ملامش سـلام مـن بـه مـحـرم بـه حـال خستـه زیـنـب بـه بــی نـهــایــت داغ دل شـکــستــه زیـنـب سلام من به محرم به دست ومشک ابوالفضل بـه نـا امیـدی سقـا بـه سـوز اشـک ابوالفضل سـلام مـن بـه مـحـرم بـه قــد و قـامـت اکـبـر بـه کـام خـشک اذان گـوی زیـر نـیزه و خنجر سلام من به محرم به دسـت و بـازوی قـاسم